برچسب:
نویسنده: کارن ابراهیمی
روزی شاگرد یک پیر دانا از او درخواست «درسی به یاد ماندنی» کرد. پیر از شاگردش خواست کیسهی نمک را نزد او بیاورد. سپس مشتی از نمک را داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست همهی آن آب را بخورد. شاگرد فقط توانست یک جرعه کوچک از آب داخل لیوان را بخورد، آنهم به سختی!
استاد پرسید: «مزهاش چطور بود؟»
شاگرد پاسخ داد: «خیلی شور و تند است، اصلاً نمیشود آنرا خورد.»
پیر دانا از شاگردش خواست یک مشت از نمک بردارد و او را همراهی کند. رفتند تا کنار دریاچه رسیدند. استاد از او خواست تا نمکها را داخل دریاچه بریزد. سپس یک لیوان آب از دریاچه برداشت و به شاگرد داد و از او خواست آنرا بنوشد. شاگرد بهراحتی تمام آب داخل لیوان را سر کشید.
استاد اینبار هم از او مزه آب داخل لیوان را پرسید. شاگرد پاسخ داد: «معمولی بود.»
پیر دانا گفت: «رنجها و سختیهایی که انسان در طول زندگی با آنها روبهرو میشود، همچون مشتی نمک است و اما این روح و قدرت پذیرش انسان است که هرچه بزرگتر و وسیعتر میشود، میتواند بار آنهمه رنج و اندوه را بهراحتی تحمل کند. بنابراین،سعی کن یک دریا باشی تا یک لیوان آب!
موضوعات مرتبط: سخنی با دوستان عزیز ، کلام منتخب ، حرف دل
برچسبها: سختی ها , مشکلات , صبوری , ظرفیت انسان
برچسب:
نویسنده: کارن ابراهیمی
بزرگی میگفت: یک وقت جلوی شما یک سبد سیب میآورند، شما اول برای کناریتان برمیدارید، دوباره بعدی را به نفر بعدی میدهید.
دقت کنید!
تا زمانی که برای دیگران برمیدارید، سبد مقابل شما میماند.
ولی حالا تصور کنید همان اول برای خود بردارید، میزبان سبد را به طرف نفر بعد میبرد.
نعمتهای خدا نیز اینطور است؛ «با بخشش، سبد را مقابل خود نگه دارید»!
موضوعات مرتبط: کلام منتخب ، حرف دل
برچسبها: نعمت ها , باری تعالی , بخشش , عنایت الهی
تاريخ : یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ | 20:10 | نویسنده : رضا لطفی مغانجوقی | لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
برچسب:
نویسنده: کارن ابراهیمی
پدر بزرگم میگفت: وقتی جوان بودم قایق سواری را خیلی دوست داشتم، یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایق سواری میکردم و ساعتهای زیادی را آنجا در تنهایی میگذراندم.
شبی بدون آنکه به چیز خاصی فکر کنم نشستم و چشمهایم را بستم. شب خیلی قشنگی بود. در همین زمان قایق دیگری به قایق من برخورد کرد، عصبانی شدم و خواستم با شخصی که با کوبیدن به قایق آرامش من را برهم زده بود، دعوا کنم؛ ولی دیدم قایق خالی است! کسی در قایق نبود که با او دعوا کنم و عصبانیت خود را به او نشان دهم! چطور میتوانستم خشم خودم را تخلیه کنم؟ هیچ کاری نمیشد کرد.
دوباره نشستم و چشمهایم را بستم، عصبانی بودم… در سکوت شب کمی فکر کردم، قایق خالی برای من درسی شد؛ از آن به بعد، اگر کسی باعث عصبانیت من شود، پیش خودم میگویم: «این قایق هم خالی است.»
در واقع آنکس که شما را عصبانی میکند، شما را فتح کرده است؛ و اگر به خود اجازه میدهید از دست کسی خشمگین باشید و بخش عمدهای از عاطفه و ذهنتان را به او اختصاص دهید، در واقع به او اجازهی تصاحب این بخشهای وجودتان را دادهاید.
برچسبها: عصبانیت , فتح کردن ما , تصاحب وجود , کنترل خشم
برچسب:
نویسنده: کارن ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: کارن ابراهیمی
دهه سعید کرامت و میلاد پر برکت حضرت امام رضا (سلام الله علیه) و حضرت معصومه (سلام الله علیها) بر تمامی شیعیان ، محبین ، و حقیقت جویان عالم و دوستان عزیزم مبارک است.
موضوعات مرتبط: مناسبت ها
برچسبها: دهه کرامت , حضرت معصومه , امام رضا
تاريخ : جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۹۶ | 0:41 | نویسنده : رضا لطفی مغانجوقی | لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
برچسب:
نویسنده: کارن ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: کارن ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: کارن ابراهیمی
برچسب: عبدالله,
نویسنده: کارن ابراهیمی